« 6 نسخهء شادي بخش براي شاد زيستن » -زندگي سراپا شوق و شور و نشاط و شادي است. شادي نيازي به جست و جو ندارد ، همين دور و برهاست و آنقدر به ما نزديک است که به خاطر بيش از حد نزديک بودنش بعضي مواقع قابل ديدن نيست.
شاد زيستن ، شادمانه از زندگي لذّت بردن ، به غم و غصّه خنديدن و از لحظه لحظه زندگي لذّت بردن و براي تکتک اين لذّتها و زيباييها از اعماق وجود هورا کشيدن ، حقّ هر انساني است و اساساْ هر موجود زندهاي براي اين کار آفريده شده است و بايد اين چنين باشد!
اگر احساس ميکنيد که زندگي براي شما بيش از حد جدّي و حزنانگيز است و نميتوانيد به راحتي سهم شادي و خوشحالي خود را از لحظات شبانه روز خود بگيريد ، اصلاْ نگران نباشيد. هر کدام از شش نسخهء زير معجزه ميکنند و ميتوانند شادي و نشاط را به زندگي شما بيافزايند. اگر آماده هستيد نسخهء اوّل را با هم مرور ميکنيم:
1) باور کنيد که شادي يک انتخاب دروني است و نهايتاْ اين شخص شما هستيد که آنرا انتخاب ميکنيد! بيجهت اوضاع و شرايط و کمبود امکانات و امثالهم را دليل غم و غصّه دايمي خود ندانيد. حتّي در بدترين شرايط و حتّي در مواقعي که مصيبتها و بلاها از حدّ گذشتهاند و هيچکس اميد و توان يک لبخند کوچک را ندارد ، شما هنوز هم ميتوانيد مانند بمب شادي در دل اندوه منفجر شويد و مجلس را دگرگون سازيد.
همانطور که خيلي مواقع غم يک انتخاب است ، شادي هم بسياري از اوقات برگهء انتخابي است که از سوي شما در مقابل دنيا و اتّفاقات آن بر زمين کوفته ميشود.
2) هنگامي که غم و غصّه و ماتم شما را فرا گرفت و چارهاي جز قبول آن نداشتيد ، غم را بپذيريد و مقابل آن نايستيد ! حتّي همراه غم راه نرويد و از دريچه نگاه غصّه به دنيا نگاه نکنيد ! خودتان را کنار بکشيد و بگذاريد کاروان غم و غصّه با همه دردهاي جانکاهي که به همراه دارد از کنارتان بگذرد ! شاد زيستن معناي خنده و قهقه در مراسم عزا را نميدهد. شاد زيستن به اين معنا نيست به هنگام بروز مصيبتها خود را به جنون بزني و به رقص و پايکوبي بپردازي!
غم يک حالت طبيعي ولي گذراست و بعضي مواقع حق دارد وجود ما را در بر بگيرد. امّا هرگز نبايد اجازه دهيم غم و غصّه در دل ما منزل کند و دراندرون ما جا خوش کند. او بايد بيايد و براي مدّتي تمام وجود ما را در بر بگيرد و بعد برود و جاي خود را به صاحب واقعي منزل يعني شادي و سرور بدهد. تنها با پذيرش غم و اندوه و مصيبت است که ظرفيّت و غلظت شادي ما افزايش مييابد و ما لايههاي جديدي از سرور و انبساط خاطر و رضامندي را کشف ميکنيم.
3) دل خود را از کينه خاليساز و همه ( حتّي بدترين مردم ) را دوست داشته باش و برايشان دعا کن ! غم و غصّه بهانه ميخواهد امّا شادي و نشاط چنين نيست ! بهانه اندوه و غصّه ، هجرت عشق و آمدن کينه و نفرت به خانه دل است. پس عشق و دوستي را دوباره به دلت راه بده و بگذار عشق از پستوي خانه بيرون آيد و به تجلّي برخيزد و شادي در وجودت بپراکند.
همه را ببخش ! حتّي بدترينها را ! آنها نميتوانند شاد باشند و نيازمند دعاي من و تو هستند ! بيا دعايشان کنيم ! بيا از خدا بخواهيم دل آنها را نرم گرداند و به سوي عشق باز گرداند. من و تو براي آنها دعا ميکنيم و از خدا شادي آنها را طلب ميکنيم. چرا که هرگز دلمان نميخواهد آنها با بدي و جفاي خود کاري کنند که نفرتشان در دلمان ريشه کند تا ما از عشق و شادي محروم شويم.
صبحدم که از خواب برميخيزي به خالق هستي بگو که : « خدايا من هيچ کينهاي از هيچکس و هيچچيز ندارم ! امروز همه را شاد کن و بگذار تا عشق در دنيا جاري و ساري گردد ! »
4) شادي انفرادي نيست ! هروقت غمگين شديد ، چيزي به کسي ببخشيد ! کلامي محبّتآميز را به انساني هديه کنيد! گـلي بـراي دوستـي بـخـريـد !
حتّي اگر ميتوانيد با لبخند و نگاهي مهربانانه دل خستهاي را شاد کنيد. شادي لحظه به لحظه در زندگي ، انعکاس و نتيجه تلاش شادسازي و شادي آفريني است و هرچه بيشتر دل ديگران را با کلام و حتّي حرکتي مهربانانه شادسازيد ، هزاران بار بيشتر شادي و سرور وجودتان را در برميگيرد.
5) جسم خود را در شادي روحت شريک کن ! تو تنها يک روح مستقل و صاحب اختيار نيستي که حق داشته باشي تمام لذايذ و شاديهاي دنيا را فقط براي خودت بخواهي و براي اينکار از جسم خود مايه بگذاري! تو بايد جسم و کالبد خود را هم در شاديهاي خود سهيم گرداني. فراموش نکن که روح تو در اين جهان در سراسر اين کالبد گسترش يافته است و هر بخش جسمت ، بخشي از روح توست و حق دارد در شادي و نشاط تو سهيم گردد. هرگز سعي نکن با عذاب دادن و آسيب رساندن به جسم و اندامت به شادي و نشاط برسي. بهداشت را رعايت کن ، ورزش کن ، غذاي مناسب بخور ، هر وقت بيکار شدي از جا بپّر و ورجه وورجه کن! هرگز با تزريق موّاد مخدّر و مصرف دخانيات و آسيب رساندن به اندامت سعي نکن خودت را آرام و به ظاهر خوشحال سازي. خوشحالي و شادماني واقعي و بدون پشيماني تنها زماني وجودت را دربر ميگيرد که جسم و روحت هر دو همزمان و به يک اندازه در اين شادي سهيم باشند.
6) راضي باش و سپاسگزار ! پول و مال و منال داشتن بسيار عالي است و ميتواند باعث نشاط و شادي تو و هزاران نفر ديگر گردد! هيچکس منکر آن نيست ، ولي به شرطي که شادي بستهاي نباشد که در آخرين منزل همراه پول و مکنت تقديم من و تو گردد و ما مجبور باشيم در طول مسير دايم غمگين و مضطرب باشيم!
شادي واقعي شادي در حين عمل است و شادي نهايي مجموعه جمع شده اين تجربههاي شاد بودن است که به صورت انرژي خارقالعادهاي انسان را به فضاي جديدي از معرفت و آرامش ميبرد.
براي اينکه در حين عمل و در مسير حرکت به سوي خوشبختي شاد باشيم بايد از لحظهلحظه سفر خود راضي و شکرگزار باشيم و اين ميسّر نميشود مگر آنکه دستان خود را در مقابل خويش گره بزنيم و از اعماق دل شکرگزار خالق هستي باشيم و سپاسگزار نگاهش که يکدم ما را تنها نميگذارد و هميشه براي بخشيدن ما و گوش کردن به حرفهاي ما حاضر و آماده است.